نوشته شده در سی ام فروردین 1388ساعت 21 توسط ملیکا |
و البته بعضی ها هم امتحاناشون مثل ما تشریحی نیست به جاش تستی میباشد ![]()
دهه خب یعنی چی این زرنگی هست منم تست میخوااااااااااااااااام![]()
هر روز داریم میریم یه امتحان گند میزنیم بر میگردیم خونه بعدشم اعصاب برامون نمیمونه
نگران اینیم که چه نمره ی مزخرفی دریافت خواهیم کرد اهه
خلاصه اینکه ببخشید که اینجا اینقدر دیر به دیر آپ میشه چون همش امتحان و درس و
بدبختی و اینا ... خب ایشا لا هم هر کی تستی میباشد امتحاناش کوفتش نشه ![]()
ما بریم . فعلا خداحافظ![]()
![]()
نوشته شده در بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 16 توسط ملیکا |
گذرونده باشیدو هر روز شاد تر از دیروز باشید
امروز چهارشنبه هست و فقط دو روز مونده
تا تعطیلیا تموم بشه بعد هم که شنبه باید دوباره همه کسایی که مدرسه دارن هر روز صبح
بلند بشیمو بریم مدرسه
( وایییییی کی حال داره ساعت ۶:۱۵ پاشه باز ) ![]()
![]()
حالا باز روزه اولی بعد از عید خوبه خوش میگذره بچه ها رو بعد از ۲۰ روزی میبینم
خوشحال میشیمو خوش میگذره بهمون ! اصن میدونید چیه مدرسه فقط زنگای
تفریحش خوبه ![]()
نه خوب شوخی کردم بعضی از کلاسا هم خیلی خوش میگذره !
ولی خب منظورم اینه که آدم در کناره دوستاش خیلی بهش خوش میگذرو ابنا ![]()
دیگه اینکه میخواستم بگم خیلی زود تعطیلیا تموم شد
و اینکه ما هم از ۱۹ هم تا
۳۱ فروردین پشت سر هم امتحان داریم ! نمیدونم برداشتن امتحان نیم ترم گذاشتن
ولی خب به نفعمونم هست یه جورایی ولی کی حس داره بشین بعد عیدی درس بخونه ![]()
ووووویی چقدر تنبل شدمااااا
راستی امروزم رفتم خونه دوستم درسای که واسه عید
داده بودنو نوشتیم و کلی هم خوش گذشت جاتون خالی و کلی هم خندیدیم و خلاصه
قبل از اینکه تعطلیا تموم بشه یه صفایی به خود دادیم ![]()
اوه راستی من دوشنبه بود خواب تشریف داشتم صبح بعد مامان میگفت که برف اومد کلییی
بعد یکم نشست اما خب طبق معمول سریع هم آب شد ![]()
بعد اینکه منم هفته ی اول رفتیم شمال خیلی خوش گذشت جای همگی خالی
هوا هم عالی بود ! خب البته ما زرنگ بودیم هوا شناسی رو از اینترنت بررسی
کردیم دیدیم ازاول فروردین تا۶ فروردین هوا خوبه میباشد و از ۷ فروردین یعنی جمعه
به بعد که دقیقا همون روزی که ما برگشتیم هوا اونجا بارونی میشه ! ![]()
واسه همین بعضی ها زرنگ نبودن مثل عمه بزرگم و خانواده و عمو و خانواده
و همین طور مامانبزرگ که بسیار زیاد گول خوردن رفتن شمال و همش هم اونجا بارون بوده
واسه همین پشیمون شدن امروز دیگه برگشتن به سلامتی تهران ![]()
![]()
دیگه همین دیگه بسه زیاد براتون حرفیدم زیادتون هست ... ! برم بخوابم که فردا سیزده به در
میباشد که من قرار هست تو خونه سیزده همو برای اولین بار سپری کنم و البته تنها
در خانه هم سپری میکنم ( به به چه حالی میده )
چون اصن حسش نیست
برم بیرون بنابراین یا در خواب به در میشه یا در بیداری و تنهایی
.
خیلی هم ممنونیم که اینجا رو خوندید . پس فعلا بای ![]()
![]()
نوشته شده در سیزدهم فروردین 1388ساعت 1 توسط ملیکا |
Template designed by HGH & Mammad © 2007 "Multicolored-world" ® IT Center