نگاه تو در نظرم جلوه میکند یک آن
یا اون جمله های زیبا که نثارم میکردی هر بار
خنده های شیرینت که روانه میکردی با حسّت
دستان گرم و کلام دلنشینت
بازوان محکم و گامهای استوارت
همگی رویاهای من بود در یک ذهن عاشق
که خدا به یک باره نصیبم کرد همگی را در یک آن واحد
و امّاسیاهی شب
آن شبی که نه ستاره ای بود نه شهاب
هرچه دعا بود کردم روانه به سویش
که نگهدارت تو راتا همیشه در کنارم
امّا بازی روزگار چونین است
گاهی خنده و گاهی با اشک همراه
غصه ها با گریه و خاطره ها با اشک ها
آب میشوند ومیروند و میماند سختیها.
دوستای مهربونم سلام امیدوارم حالتون خوب باشه
اول از دست دادن یکی از بهترین بازیگران سینما رو به همه ی دوستان تسلیّت میگم
زنده یاد خسرو شکیبایی که همیشه یادش گرامی باد.
من ایشون رو خیلی زیاد دوست داشتم و وقتی خبر فوت این مرحوم بزرگوار رو شنیدم
یک بغضی آنچنان گلوم رو گرفت و هونجا زدم زیر گریه
خوشبختانه من ایشون رو از نزدیک دیده بودم . و متأسفانه چون دیده بودمشون
از نزدیک یه حسّ عجیبی بهم دست داد باور نمیکردم که از این دنیا پر کشیدن
خلاصه امیدوارم که جاشون تو بهشت باشه
برای از شاد شدن روح این عزیز فاتحه ای بخونید .سپاسگزارتون میشم.
خب بعد از این موضوع میخواستم در رابطه با شعر بالا بگم
که باززم تقدیم به دوسته همیشگیم میکنم
و این شعرو من در تاریخ 5/4/87 گفتم امیدوارم که خوب بوده باشه.
امیدوارم موفق و پیروز باشید . فعلا خدانگهدار
نوشته شده در سی و یکم تیر 1387ساعت 20 توسط ملیکا |











