به نام خدا ی بخشنده
زندگی پستی و بلندی دارد و در موقع بر خورد با بلندی های سخت ان
غم و افسردگی تمام وجود انسان را فرا میگیرد.
حالا در این لحظه اگر کسی یا چیزی با عث شود که یک لبخند بر لب
انسان بنشیند می تواند انسان را وادار به کارهایی کند که اصلا تا به حال
فکرش را نمیکند.
سلام به دوستانی که نوشته ی من را خوندد امیدوارم لذت برده باشید.
واقعیت من هر وقت دلم میگیره یا نامه مینویسم یا یک مطلبی که در همون لحظه به فکرم
میرسه مینویسم.
راستش خیلی دلم گرفتست چون مدرسه ها تعطیل شده خیلی موقع ها وقتی زمان مدرسه بود میگفتیم
ای کاش تابستون بود حالا که تابستون شده میگیم ای کاش زمان مدرسه ها بود ادم در این دنیا واسه هر چیز
کوچیک و بزرگ تو زندگیش افسوس میخورد.
دوستای خوبم اگه من خیلی دیر اپ کردم نمیدونستم چی با ید بنویسم
اما از این به بعد سعی میکنم که زود اپ کنم
شما هم قول بدید که به منم زود به زود سر بزنید
همیشه به یاد هم
در کنار هم
بخاطر هم
دوستتان دارم
خدانگهر دار
نوشته شده در بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 9 توسط ملیکا |

